ميرزا أحمد الآشتياني ( مترجم وشارح : محمدجواد رودگر )
82
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى )
به خداى سبحان پيدا مىنمايد و از غيب طالعى درخشش يافته و نفحات الهى و جذبات رحمانى ، پىدرپى به او مىرسد تا در اثر جهش برق الهى و ايجاد شوق و سپس استقرار سلطان محبت در دل « ذكر » بر نفس مستولى مىگردد و سالك به مقام جمع مىرسد و لقاء اللّه شامل حال او مىگردد لذا دلش به هيچچيز آرام نمىگيرد و خداى سبحان را قائم بر هرچيز و ناظر بر همهچيز و نزديك و همراه تمامى موجودات و شاهد و محيط بر همهچيز مىداند و جز به محبوب و معشوقش نمىانديشد و گرايش به غير او ندارد و بلكه در معشوق فانى است . ه ) تفاوت انسانها در عبوديت الهى به ميزان علم و عمل و درجه فهم و ادراكشان به حقائق شريعت الهى و روش مبتنى بر طريقه رفع و ترك يعنى انجام دادن و ندادن است و به عبارت ديگر كنار گذاشتن غير خدا و توجه كامل به خداوند متعال است پس طريق روشن و قطعى براى دستيابى به معرفت همين است كه دل را از دنيا و هر چه غير خدا است پاكسازى نمائيم و مراقبه و خلوت و . . . را براى نيل به اين مرتبهء قلبى يعنى ذكر تام و كامل الهى داشته باشيم به همين دليل به مقربين ، اصحاب يمين و اصحاب شمال و عابدان عاشق ، محّب يا احرار و عابدان تجار و بازرگانصفت ، عابدان بردهصفت و يا اهل الدنيا ، اهل الاخره و اهل اللّه تقسيم مىشوند و . . . * آيا براى غير از انبياء نيز « ولايت » ثابت است ؟ انسان موجودى داراى استكمال وجودى براساس آگاهى و آزادى و استعدادهاى بالقوه و بالفعل مىتواند درجهء وجودى و سعهء هستىاش را بالا برده و اطلاق و كليت وجودى خاص پيدا نمايد تا به عنوان عبد خدا سلطهء تكوينى بر كائنات يابد و ربّ جهان به معنائى گردد و به مقام ولايت ( احاطهء وجودى ) و قرب حق و خداگونگى نائل شود كه به تدريج در اثر حركت تكاملى و سلوكى به مقام فناء در حق مىرسد و مرتبهء « ولائى » را احراز كند كه ولايت محيط بر نبوت و رسالت و تشريع است كه رسالت نعت « كونى » و ظاهرى و دنيوى رسول است و همان وساطت اولياى حق و